الشيخ أبو الفتوح الرازي

43

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

از تميم ، و دون العمائر را البطون ( 1 ) ، يكى را بطن ( 2 ) گويند و آن چنان باشد كه : بنو غالب و لؤىّ ( 3 ) از قريش . و پس از بطون افخاذ باشد يكى را فخذ گويند و آن چنان باشد كه بنو هاشم و بنو اميّه از بنى لؤىّ . آنگه فصايل و عشاير بود ، يكى را فصيله و عشيره گويند . و گفته‌اند : شعوب [ از ] ( 4 ) عجم باشد و قبايل از عرب و اسباط از بنى اسرائيل . أبو رزين و أبو روق گفتند : « شعوب » آنان باشند كه نسبت نكنند ايشان را با كسى ، بل نسبت ايشان با شهرى باشد يا با مدينه ( 5 ) يا زمينى ، و « قبايل » آنان ( 6 ) باشند كه نسبت كنند خود را با پدران . * ( لِتَعارَفُوا ) * براى آن كه تا يكديگر را بشناسى ( 7 ) در قرب نسب و بعد ، و ( 8 ) نه براى [ آن ] ( 9 ) بايد تا ( 10 ) فخر آرى ( 11 ) . أعمش خواند : « لتتعارفوا » به دو « تا » ، و عبد اللَّه عبّاس خواند : « لتعرفوا » بى « الف » . إنّ اكرمكم ، به فتح « الف » ، چنان كه « أنّ تعلَّق دارد به « تعرفوا » تا بدانى ( 12 ) كه گرامىترين ( 13 ) شما بنزديك خداى پرهيزگارتر است ( 14 ) از شما . و عامّهء قرّاء به كسر « الف » خواندند بر ابتدا ، گرامىترين ( 15 ) شما بر ( 16 ) خداى متّقىتر است . قتاده گفت در اين آيت « * ( إِنَّ أَكْرَمَكُمْ ) * » ، اكرم الكرم التّقوى و الأم اللؤم الفجور . و رسول - عليه السلام - گفت : من سرّه أن يكون اكرم النّاس

--> ( 1 ) . آد ، گا : العمائر البطون است كا : العمائر البطون . ( 2 ) . اساس : بطون ، با توجه به آد ، كا تصحيح شد . ( 3 ) . آج : لوا . ( 9 - 4 ) . اساس ، آج : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر : نسخه بدلها افزوده شد . ( 5 ) . آج : شهرى باشد با مدينه ، آد ، كا : با شهرى يا مدينه . ( 6 ) . اساس : آن نان / آنان آج : آن . ( 7 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : بشناسيد . ( 8 ) . آد ، كا ، گا : و بعد او . ( 10 ) . آج : آن تا يكديگر را آد ، كا : آن كه به آن گا : آن تا به دو . ( 11 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : آريد . ( 12 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : تا بدانيد . ( 15 - 13 ) . كا : گرامينترين . ( 14 ) . آج : پرهيزگارترى است . ( 16 ) . آد ، كا ، گا : نزد .